الشيخ محمد علي الگرامي القمي (مترجم: بصيرى)

135

منطق مقارن (فارسى)

توجه : هرگاه دو قضيه در كميت ، متفق و در كيفيت ، مختلف باشند ، در صورتى كه هر دو كلى باشند ، " متضادتان " ناميده مىشوند ، مانند " هر حيوانى انسان است " و " هيچ حيوانى انسان نيست " وجه نامگذارى آن ، اين است كه كذب هر دو با هم ممكن است و ليكن صدق آنها با هم غير ممكن است . و اما اگر هر دو جزئى باشند ، " داخلتا تحت تضاد " نام دارند . زيرا جزئى داخل در تحت كلى است و دو كلى با هم - چنان كه گفتيم - متضادتان هستند مانند " بعضى از حيوانها انسانند و بعضى از آنها انسان نيستند " . كذب اين هر دو باهم غيرممكن . و ليكن صدق هر دو ممكن است . و اما هرگاه دو قضيه در كيفيت متفق و فقط در كميت با هم اختلاف داشته باشند ، " متداخلتان " ناميده مىشوند . مانند " هر انسانى حيوان است " و " بعضى از انسانها حيوانند " اجتماع اين هر دو بر صدق و كذب ممكن است ، چنان كه جدايى آنها نيز ممكن است . مانند هر حيوانى انسان است " كاذب " و بعضى حيوانها انسانند " صادق " . و اما اگر هم در كم و هم در كيف باهم اختلاف داشته باشند ، " متناقضان " خوانده مىشوند كه شرح آن گذشت . خواننده محترم فايده بحث تناقض آن است كه مىتوان هر چيزى را با نفى نقيضش ، اثبات نمود . چه اينكه نفى نقيض ، مساوى است با اثبات اصل ، ولى بعضى از منطقيان معتقد به ماترياليسم ديالك‌تيك « 1 » گمان برده‌اند كه فايده آن صحت و حقانيت هر آن حكمى است كه منجر به تناقض نشود . و بعد ايراد گرفته‌اند كه - صرف عدم تناقض دليل بر حقانيت نيست چنان كه صرف تناقض

--> ( 1 ) - مانند دكتر ارانى در صفحه 26 جزوه " ماترياليسم دياليك‌تيك " .